راز سخن

روضهٔ ششم (در مطایبه)

بخش ۱۲

علویی در بغداد زنی را به خود خواند آن زن از وی دینار و درهم خواست. علوی گفت: تو به آن راضی نیستی که جزوی از اهل خاندان نبوت و خانواده ولایت در تو فرود آید؟

زن گفت: این فسانه را به قحبگان قم و کاشان گوی، از قحبگان بغداد این آرزو را جز به دینار و درهم مجوی.

به سفله تا ندهی ضعف آن کزو خواهیطمع مدار کزو کام دل به دست آید
گره گشای ز کیسه که قحبه بند ازاربه دوستی خدا و رسول نگشاید
گفت مملوکه ای به مالک خویشکز قفایش گرفت راه فساد
ترک این فعل کن که جایز نیستپیش دین پیشگان شرع نهاد
گفت خامش که شیخ دین مالکبه چنین عیش رخصت ما داد
گفت مسکین ز زیر او که خداتدر زد و گیر مالک اندازاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.