راز سخن

شمارهٔ ۱۴۴

از تنت گر قبا گشاده شود

از تنت گر قبا گشاده شود
گره از کار ما گشاده شود
صبح دولت دمد چو از رویت
سر زلف دو تا گشاده شود
در غمخانه ام ز بی یاری
از صبا بسته یا گشاده شود
چون تو مژگان به هم زنی بر دل
تیرهای بلاگشاده شود
ز ابروی توست هر خدنگ بلا
کز کمان قضا گشاده شود
هر شب از دست تو به سوی فلک
دستهای دعا گشاده شود
جامیا بر در طلب بنشین
کآخر این در تو را گشاده شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.