راز سخن

شمارهٔ ۱۴۲

هر شبم بی تو به صد غم بگذرد

هر شبم بی تو به صد غم بگذرد
شب چنین بر عاشقان کم بگذرد
بس که بر روی زمین می بارم اشک
ترسم از روی دگر نم بگذرد
نقد دل گم کرده ام ای کاش باد
موی مویت را به خم خم بگذرد
باد ذوق زخم تو بر من حرام
بر دلم گر یاد مرهم بگذرد
روز شادی رفت زود و غم رسید
بر نیاید دیر کین هم بگذرد
رخنه رخنه شد رخم از بس بر او
از مژه سیل دمادم بگذرد
باد سور ایام تو یکسر چه باک
عمر جامی گر به ماتم بگذرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.