راز سخن

شمارهٔ ۵۷

خط به گرد رخت درآمده است

خط به گرد رخت درآمده است
الله الله چه درخور آمده است
نیست جز دود آه سوختگان
که به دور رخت برآمده است
مهر و مه را که بندگان تواند
طوقی از مشک و عنبر آمده است
چه خلل کعبه جمال تو را
از حبش گرچه لشکر آمده است
پای تا فرق تو خوش است ولی
کاکل از جمله بر سر آمده است
از قدم تا سر این همه دل چیست
گرنه قدت صنوبر آمده است
این غزل با خیالت از جامی
به ز اشعار دیگر آمده است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.