شمارهٔ ۵۶
از دو چشم تو مست بسیار است
از دو چشم تو مست بسیار است
وز لبت می پرست بسیار است
همچو از عشق توبه ما را
طره ات را شکست بسیار است
کم بود چون دو ساعدت هرچند
دست بالای دست بسیار است
غمزه ات را به قتل خسته دلان
تیر رفته ز شست بسیار است
باغ لطفی و از سنان ستم
گرد تو خاربست بسیار است
به هوای تو از سحرخیزی
ذوق اهل نشست بسیار است
رد مکن نقد هستی از جامی
کز گدا هرچه هست بسیار است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.