راز سخن

شمارهٔ ۳

برآمد شاه عشق از طور سینا

برآمد شاه عشق از طور سینا
در آنجا زد علم بر دیر مینا
رخ اندر وادی بطحا برافروخت
به نور خود جهانی ساخت بینا
به روی هرکس ابواب فتوحات
به آن مفتوح شد فتحا مبینا
به آن فتح مبین بینا بگشتیم
فمن هذا لقینا ما لقینا
جنون عشق را جامی میامیز
به تدبیر شفای پورسینا
ز یکدیگر بدر زنجیر تدبیر
و قل هذا جنون العاشقینا
بود تدبیر رو در وادی شک
ازان وادی به سرحد یقین آ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.