شمارهٔ ۴۷۶
دل مرا ز هزار آرزو بگردانی
دل مرا ز هزار آرزو بگردانی
درآرزوی خودم کو به کو بگردانی
ز قبله روی بگردانیم که رو به من آر
به روی تو چو کنم روی رو بگردانی
چه باک ازانکه نیابم تو را ازان ترسم
که روی من ز ره جست و جو بگردانی
به رخ چو جعد مسلسل نهی هزاران دل
ز راه عقل به هر تار مو بگردانی
دهانت دایره لطف را شود مرکز
به گرد گل چو خط مشکبو بگردانی
خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدت
که چشم خویش ز روی نکو بگردانی
نمیرد آتش جامی به ساغر ای ساقی
به دور او چه شود گر سبو بگردانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.