راز سخن

شمارهٔ ۴۶۹

از هیچ نشان داده دهانی که تو داری

از هیچ نشان داده دهانی که تو داری
بر موی کمر بسته میانی که تو داری
صد جامه جان چاک شود چون بخرامد
با لطف قبا سرو روانی که تو داری
شد از کشش ابروی تو قامت ما خم
کس را نرسد زور کمانی که تو داری
خط سبزی و رخ خوان جمال است و جهانی
مهمان شده سبزی و خوانی که تو داری
آنان که اسیران تو را طعنه زنانند
غافل شدگانند ز آنی که تو داری
هرکس ز جمالت شده قانع به نشانی
بیرون ز نشانهاست نشانی که تو داری
جامی به غزل کوش که در حد کمال است
برطرز حسن این سخنانی که تو داری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.