راز سخن

شمارهٔ ۱۱۸

دور از رخ تو منم ز جان بگذشته

دور از رخ تو منم ز جان بگذشته
صد نامه غم ز خون دل بنوشته
گاهی جگرم ز دست دل خون گشته
گاهی دلم از خون جگر آغشته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.