راز سخن

شمارهٔ ۹۹۸

با همه سنگدلان ساغر گلرنگ زنی

با همه سنگدلان ساغر گلرنگ زنی
جرم ما چیست که بر ساغر ما سنگ زنی
ما همه بر سر صلحیم سبب چیست که تو
سنگ بیداد به کف کرده در جنگ زنی
رخ نمایی شکنی قدر همه مشک خطان
لشکر روم کشی بر سپه زنگ زنی
گر نواساز و غزل خوان کنی آهنگ سماع
راه بر نغمه سرایان خوش آهنگ زنی
دل چو شانه شود از رشک به صد شاخ مرا
شانه چون در شکن طره شبرنگ زنی
چاک زد باد صبا جیب سمن ای مطرب
وقت آن ست که در دامن گل چنگ زنی
فسحت قدس بود جای اقامت جامی
تا به کی خیمه درین مرحله تنگ زنی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.