راز سخن

شمارهٔ ۱۸۸

باز هوای چمنم آرزوست

باز هوای چمنم آرزوست
جلوه سرو و سمنم آرزوست
نکهت گل را چه کنم ای نسیم
بویی ازان پیرهنم آرزوست
توبه ز می کردم و آمد بهار
ساقی توبه شکنم آرزوست
پرسش اگر نیست بگو ناسزا
کز دهنت یک سخنم آرزوست
من کیم و بزم تو لیکن ز دور
دیدن آن انجمنم آرزوست
زیستنم با تو میسر مباد
بی تو اگر زیستنم آرزوست
بیش مگو جامی ازان لب سخن
کین سخنان زان دهنم آرزوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.