۱۹ - شوق
۱۹ - شوق
به مستوره اسکندرزاده
------------------------
بامدادان ،
چراغ خورشید را به ابرها
خواهم آویخت .
آسمان را
با رنگین کمانی
آذین خواهم بست .
پنجرهای به باغ خواهم گشود
و نوید آمدنت را
برای آلالهها
خواهم بُرد
آن روز
روز طلوع توست
روز شکفتن من
و هنگام شادمانی ما
اینک ببین
گلها برای دیدن تو
ازدحام کردهاند
و پروانهها
از شوق حضور تو
شادمانه میرقصند .
پاییز ۱۳۹۶
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.