۸۸ - گو چه کس بودت به مقصد رهنمون؟
گو چه کس بودت به مقصد رهنمون؟
چون خطا رفتی از اوّل تا کنون
میشود مقصود ، هر دم دورتر
پس مرو زین پیشتر گامی دگر
هر که راهی پیش پای تو گشود
لیکن آنها جملگی بیراهه بود
گوش بر اندرز هر مردم نکن (۱)
گر نمییابی اقلاً گم نکن
تا به هر جا رفتهای آنجا بایست
زانکه آنسو ، روی بر مقصود نیست
پشت بر مقصد ، شتابانی روان
ره نمیپرسی ز پیر ِ ساربان
در بیابان فنا ، گر گُم شوی
وای اگر بانگ درایی نشنوی (۲)
***********
۱ - مردم: انسان - آدمی
۲ - درای: زنگ و جرس - زنگی که بر گردن شتر بندند.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.