مثنوی گرگ نامه
۳۸ - آدمی گر گِرد سازد بار و برگ
****
***********
۱ - گرد ساختن - گرد کردن: جمع آوری
۱ - بار و برگ: ساز و نوا - سامان - اسباب - مال
۲ - صباح: بامداد - سپیده دم
۳ - خاسر: زیان دیده
۴ - بیکاری - ولگردی
۵ - بیختن: الک کردن - غربال کردن
۶ - رونق: نیکویی - گرمی بازار. در این مصرع به معنای نیکویی و ارزش آمده است.
۶ - کاسد: کساد و بی قدر و بها. در اینجا به معنای ارج و قدر آمده است.
۷ - در ادب فارسی ، لغات «آدمی - آدمیزاد - بنی آدم» به معنای انسان به کار گرفته میشد و کلمه «آدم» به شکل خاص ، به اولین انسان (حضرت آدم) اطلاق میگردید . امروزه در گفتگوها ، لغت «آدم» را به دو معنای انسان و یا موجودی دارای انسانیت و شعور به کار میبرند. در این مصرع ، لغت « آدم » به معنای دوم مورد نظر است .
۸ - کیمیاگران مدعی بودند که می تواند فلزاتی مانند مس را به طلا تبدیل کنند.
۹ - تعَلّم: آموختن
۱٠ - مردمی: انسانیت - انسان بودن
به نظر من ، انسانیت ، امری فطری است و از راه آموزش به دست نمیآید.
هر آنکو گذشت از ره مردمی
ز دیوان شمر مشمرش آدمی ( فردوسی )
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.