مثنوی گرگ نامه
۳۳ - من نکردم این فلک را خدمتی
****
****
****
****
****
****
***********
۱ - چشم: توقع. حافظ میگوید:
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
۲ - وعدهٔ فردا: مجازا به معنای فردای قیامت
۳ - چک بی محل: به چکی گفته میشود که در حساب بانکی صادرکنندهٔ آن چک ، برابر مبلغی که روی ورقهٔ چک نوشته شده است پول نباشد. ( لغتنامه دهخدا )
۴ - یک کاسه کردن: یکی کردن
۵ - اشاره به مبحث دیگری است در همین مثنوی:
.................
روز و شب با چشم گریان خواستی
جمله نعمتها که در دنیاستی
با تَضرُّع یا دُعا یا شیونی
چانه بر مقدار رزقت میزنی
از چه چسبیدی به دامان دعُا
تا که حاجاتت شود یکسر روا
گر دُعا باطل کند حُکم قَـدَر
این من و سجاده ، این هم چشم تَر
نعمت او از روی حکمت میدهد
نه به اصرار و سماجت میدهد
او چو خود واقف به احوالات ماست
آنچه خود داند ، به او گفتن خطاست
۶ - قافیه تنگ شدن: کنایه از عاجز شدن در گفتار و کردار باشد - در تنگنا قرار گرفتن
دو جهان ساغر تکلیف ز خود رفتن ماست
دل هر کس بتپد قافیه تنگ است اینجا ( بیدل )
۶ - کُمِیت: اسبی است که رنگ آن بین سیاهی و سرخ باشد. « کمیت لنگ شدن » کنایه از درماندن و از عهده برنیامدن و در کاری تسلط نداشتن است. (فرهنگ فارسی معین)
۷ - تشتت: پراکندگی - پریشانی
۸ - ... لیس للانسان الا ما سعی - (... انسان فقط با کار و کوشش خود میتواند به خواستههایش برسد ) « سوره نجم »
۹ - ضمان: ضمانت - ضامن
۱۰ - دیوان قضا: محلی که سرنوشت انسانها در آنجا تعیین میگردد. تعبیری برای محکمهٔ الهی.
۱۱ - سزا: لایق - سزاوار
۱۲ - صانع: آفریننده - سازنده - نامی از نامهای خدا
اول دفتر بنام ایزد دانا
صانع و پروردگار و حیّ و توانا ( سعدی )
۱۳ - مستمع: شنونده - گوش شنوا
۱۴ - « تَر » علامت صفت تفضیلیست که در هر دو مصرع به عنوان قافیه آورده شده است که خلاف قواعد ادبی است.
۱۵ - قافیه را باختن: کنایه از اشتباه کردن است.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.