قصیدهٔ اول بنام امیر علیشیر
بخش ۵ - دایره مرکب مدور
همه ملوک جهان بنده کرده دهرت از آنکه هرگز از چو تویی کس ندیده استحقار
دگر ز جود تو یابد چو عالمی شادیبه مردی و به کرم عالمی بگیر و بدار
بود به مردی دیگر کسی مثال تو کمزمانه مثل تو کم یابد از همه اخیار
ممکن نه که هرگز چو تو
یابد عالم
هرگز چو تو کس ندید
مردی به کرم
یابد مردی
دگر کسی مثل تو کم
عالم به کرم
مثل تو کم یابد هم
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل
قافیه: مقید
بحر: هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب
صنعت: مربع
ولیک اهلی از آن که تمامیش ثبت استهم این خطش بغلامی نوشته است اقرار
دلیل او به تمامی جز این غلامی نیستکه بر تمامی او سکه ایست این معیار
اهلی که تمامیش غلامیست
این خط غلامیش تمامیست
تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل
قافیه : ذوقافتین مکرر
بحر: هزج مسدس مقبوض مقصور
صنعت: حسن مقطع
الا که تا فلکش بحر درفشان باقیستهمیشه تا دل و دستست بحر را دربار
مدام تا کرم روزگار باشد عامبروزگار نباشد جز از کرم مختار
تا فلک بحر درفشان باشد
تا دل و دست بحر و کان باشد
تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلن
قافیه: مردف بردف مفرد
بحر: خفیف مسدس مخبون اصلم
صنعت: تضمین
یقین که بسته و محکم بود همی پیوستببسته دست و دل خصم محکم از مسمار
نگاهدار تو حق باد تا بروز حسیبکه پای عمر تو شد در رکیب برخوردار
بسته و محکم بود پیوسته تا روز حسیب
بسته دست خصم، محکم پای عمرت در رکیب
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
قافیه: مردف بردف
بحر: رمل مثمن مقصور
صنعت: تفسیر جلی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.