شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید
به خدایی که از میان دو حرف
به خدایی که از میان دو حرف
هفت چرخ و چهار طبع انگیخت
بوی کافور و عود و مشک آورد
رنگ طاوس و کبک و زاغ آمیخت
که مرا درد هجر تو بر سر
خاک اندوه و آتش غم بیخت
از برم دل به خدمت تو رسید
وز تنم جان ز فرقت تو گریخت
این چنین کارها زمانه کند
با زمانه نمیتوان آویخت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.