شمارهٔ ۱۲۸۵
غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
اگر چه ترک جان گفتم، نگفتم
ترا جان گفتم، ای دلبر تو دانی
که من این از زبان گفتم، نگفتم
به خاموشی بکش مسکین منی را
چنین ار یا چنان گفتم، نگفتم
خوش آن لحظه که تو گویی به صد ناز
«همین داد کان فلان گفتم، نگفتم »
به گوشت گر چه گفتم راز خسرو
تو گویی «بود آن گفتم، نگفتم »
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.