راز سخن

شمارهٔ ۹۹

امیر گنه: سینه لَهَبْ دارمه بارونْ!

امیر گنه: سینه لَهَبْ دارمه بارونْ!
مَیْلِ شربتِ دوستِ لَبْ دارمه یارونْ!
راهِ سببْ‌سازی، سببْ دارمه یارونْ!
دستْ بئیته دوستْ‌ره طلبْ دارمه یارونْ!
کس نداره این‌حالْ که شَبْ دارمه یارونْ!
سوزمِّهْ تنه تَشْ و تَبْ دارمه یارونْ!
منْ که ساغِر می‌طلبْ دارمه یارونْ!
خونابه به دِلْ تا به لبْ دارمه یارونْ!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.