شمارهٔ ۱۲۵
اون روز که بلقیس آخرت در شیینْ
اون روز که بلقیس آخرت در شیینْ
بنّا شرم داشته لحدْ ونه سرْچیینْ
امیر گنه: ته دیم ره دمی بدیینْ
چنونه که چار با بیست و هشت رسیینْ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.