راز سخن

شمارهٔ ۱۸۴

چه حالتست که از حال من نمی‌پرسی؟

چه حالتست که از حال من نمی‌پرسی؟
سخن چه رفت که از من سخن نمی‌پرسی؟
سرود ماست بهر مجلسی، نمی‌شنوی
حدیث ماست بهر انجمن، نمی‌پرسی
خیال آن قد و رخسار می‌پزی، هیهات
که از شمایل سرو و سمن نمی‌پرسی
ز کنج غم به تمنا نمی‌رود شاهی
تو بلبل قفسی از چمن نمی‌پرسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.