شمارهٔ ۱۸۳
خال که بر عارض مهوش نهی
خال که بر عارض مهوش نهی
داغ بر این جان بلاکش نهی
دل که ز عشاق پریشان بری
در شکن زلف مشوش نهی
گر دل خوش میطلبی، زینهار
کوش که دل بر خوش و ناخوش نهی
خط رخت مایه دیوانگیست
راست چو عنبر که بر آتش نهی
شاهی، اگر هست دلی، زینهار
در ره خوبان پریوش نهی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.