راز سخن

شمارهٔ ۷۶

به زنجیر زلفت دل ماست در بند

به زنجیر زلفت دل ماست در بند
ز سر رشته عقل بگسسته پیوند
رقیبا، مران از در دوست ما را
که بینند سگ را بروی خداوند
به توبه مکن دعوت ای شیخ ما را
که ما اول از عهد خوردیم سوگند
شناسیم قدر سگان درش را
که ما هم در آن کو دویدیم یکچند
رقیب ستمکاره بر جان شاهی
جفا می‌پسندد، خدایا تو مپسند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.