راز سخن

قرار

جز یاد تو در دلم قراری نَبُود

جز یاد تو در دلم قراری نَبُود
ای دوست، بجز تو غمگساری نَبُود
دیوانه شدم، ز عقل بیزار شدم
خواهان تو را به عقل، کاری نَبُود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.