راز سخن

سبوی عاشقان

برخیز مطربا، که طرب آرزوی ماست

برخیز مطربا، که طرب آرزوی ماست
چشم خرابِ یارِ وفادار سوی ماست
دیوانگی عاشق خوبان، ز باده است
مستی عاشقان خدا، از سبوی ماست
ما عاشقان، ز قله کوه هدایتیم
روح الامین به سدره پی جستجوی ماست
گلشن کنید میکده را، ای قلندران
طیر بهشت می‏زده در گفتگوی ماست
با مطربان بگو که طرب را فزون کنند
دست گدای صومعه بالا به سوی ماست
ساقی، بریز باده گلگون به جام من
این خُمِّ پر ز می، سببِ آبروی ماست
باد بهار پرده رخسار او گشود
سرخیّ گل ز دلبر آشفته روی ماست
ای پردگی که جلوه ات از عرش بگذرد
مهر رُخت عجین به بُن موی موی ماست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.