شماره ۲۵۸
شبی اندیشه در گوشم چنین گفت
شبی اندیشه در گوشم چنین گفت
مشو هرگز تو با نامردمی جفت
برای دیدن سیمای مردی
بباید کینه را از سینه ها رُفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.