راز سخن

شماره ۲۲۶

عمری زِ دست خویش بسی غصّه خورده ام

عمری زِ دست خویش بسی غصّه خورده ام
این غصّه را ز کرده و پندار برده ام
تا جان خویش را برهانم زِ بند خویش
آن را به بند دلبر عالم سپرده ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.