شماره ۱۴۶
زِ چنگ مصیبت رها نشد جگرم
زِ چنگ مصیبت رها نشد جگرم
نشانه ی تیر قضا و هم قدرم
نشسته ام اندر درون قایق فکر
که از یَمِ این غم، چگونه من گذرم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.