راز سخن

شماره ۵۱

دل اسیر طمعی خام افتاد

دل اسیر طمعی خام افتاد
در پیِ جاه و زر و نام افتاد
جامی از خاک خیالات بساخت
ناگه از دست قضا جام افتاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.