راز سخن

شماره ۴۹

با تیر ظلمت گر شبی ، شب، تیر بارانم کند

با تیر ظلمت گر شبی ، شب، تیر بارانم کند
تا اینکه جان را مُنزوی از جمع یارانم کند
خورشید ایمان گر مرا ،تابان بُود در جام دل
جان سوی جانان می برم، گر سدّ خارانم کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.