راز سخن

شماره ۳۸

تیغ شادی نِه خدا ! در دست من ،تا غم دَرم

تیغ شادی نِه خدا ! در دست من ،تا غم دَرم
ردّ غم را برزدایم؛ دل به جانانم بَرم
محمل اشک آورم آرایم اندرکوی او
تا عروس شوقی از جانان، برِ جان آورم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.