راز سخن

عکس یار

عکست اندر دانه پنهان و نمایان درگل است

عکست اندر دانه پنهان و نمایان درگل است
نغمــه ی اوصــاف رویت بر لبان بلبـل است
روزنـی بـاشــد به گلــزار جمــالت هر گـلی
جان بلبل هم از آن رو بی قرار هر گل است
دانــه ی تقــدیر ما را مخفی از ما کــرده ای
چون گلی پوشیده اندر دانه های سنبل است
این جهان و رنگ ورویش را نمی خواهد دلم
جامه ی ژولیده ای باشد مرا همچون جل است
جانــم از جــام جمــالت برنمــی دارد لبـش
جلـوه های روی ماهت هر دلی را چون مل است
باغی از گلهـای رویت بر دل آذین بستـه ای
کــان نصیــب پیـروان شهســوار دلــدل است
هم تو ای الیـــار اگر خواهی بیابی ره در آن
ز این سـرا تا جنّتش کردار و ایمانت پـل است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.