صفای دل
رو غبــار کیـن دل را پاک کن
رو غبــار کیـن دل را پاک کن
خار غم را بر کن از جان، خاک کن
خـانـه ی دل را بیـارای از کرم
در صفــایش، شهـره ی افلا ک کن
تا نشیـند گوهر عشق اندر آن
با گـــلاب صـدق جان نمنــاک کن
دست همت را بر آر از آستین
بهر خـــدمت سینه ات را چاک کن
بهر یاری در حـوادث سر برآر
نـی سـرت را مخفی انــدر لاک کن
گر شرنگی آید اندر جـام دهر
مهــر جــان بر مردمان تریاک کن
تا توانی از کرم گل هــدیه کن
و از بــدی ها و جفــا امســاک کن
تا ز چرکاب هوس جانت رهد
عشق و ایمــان را بر آن دلاک کـن
ای خدا دست دعایـــم را بگیر
از سخــا الیــــار را بــی بــاک کن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.