72
ای دل
ای دل
آگاه کـن ای دل زِ خـزان ، بـیخبـران را
وز عهـد زمستانِ گَـزان ، خیرهسـران را .
با شبزدگان دل مرداب بطالـت
چون دیده بگیرند ؛ بگـو دیـدهوران را .
شهبال عقاب است ، بگو عمـر و جوانی
درکار بگیرند دو بالِ طَیَـران را .
گر خوشۀ نیکی نبرند از رهِ دنیا
حاصل چه شود آخـر از آن، رهگـذران را ؟
ای دل ، تـو نهـانخانـۀ اسـرارِ وجودی
پس راه مده در حرمت، پـردهدران را .
برخیـز ؛ بـزن دل، دلِ دریای معانی
گوهر نرسد چون ، زِ خطر برحَـذَران را .
با حُسن، بیـارای نظـر، در رهِ دلـدار
در محفل اُنسش نبَرد ، بدنظـران را .
بر کوزه منـاز و به سرِ چشمه بیندیش
از بادۀ این نکته بنوشان قَمَـران را .
بر چهـره نمانَـد گُـلِ مشّاطـۀ دنیا
آگاه کن آن پِستهلـب و سینـهتَـران را .
آلدانماکی، دنیا سنی بیرگون آتاجاقدیر
هشدار بده دختر و خیل پسـران را .
عاقللر ایریـنقان ائدیـب آنجاق یئلـه وئـرمز
نارنـج دلِ مادر و رنـج پدران را .
آنان که به دنبال دل و رزق حلالنـد
آزرده نسازند دل رنجبـران را .
هـان! گـوی سعادت ، نبَرَد آنکه به دنیا
بیرنـج خورَد حاصل رنـج دگـران را .
مردی، هنری بیبَـدل از دامن عشق است
روشن نشود شمع شرف، بیهنـران را .
درخانۀ هر دل، ببَـر « اِلیـار»! قلـم را
روشن بکن از دیرِ شرف، دَر بـهدَران را .
.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.