راز سخن

شمارهٔ ۳۲۵

از بسکه سوخت بی تو دل بیقرار من

از بسکه سوخت بی تو دل بیقرار من
آتش سلم خرید محبت ز خار من
ساغر بنوش و چهره برافروز و گل بچین
بدمستی دماغ مبین در بهار من
گردی که رفته است به باد اعتبار تو
خاکستری که مانده به جا یادگار من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.