شمارهٔ ۵۵
نوروز شد که گردد باغ از سمن لبالب
نوروز شد که گردد باغ از سمن لبالب
از شور خنده گل گردد چمن لبالب
در حیرتم که دیگر چون خواب کینه بیند
یاری که جرعه گیرد از خون من لبالب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.