راز سخن

شمارهٔ ۵۴

چراغم روشن است از روی آتشپاره‌ای امشب

چراغم روشن است از روی آتشپاره‌ای امشب
به رغم دیده از دل می‌کنم نظاره‌ای امشب
چو چشم خویش مست جام امّیدی نمی‌دانم
چه ساغر‌های حسرت می‌کشد بیچاره‌ای امشب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.