راز سخن

شمارهٔ ۸۴۴

بند از پایم برای امتحان دزدیده ای

بند از پایم برای امتحان دزدیده ای
تا در این گمنام رسوایی نشان دزدیده ای
بنده تردستیت گردد حجاب نازکت
بند بندم را ز یکدیگر نهان دزدیده ای
تا به غفلت گشته شب بیداری حسرت کشان
عالمی را دل به قلاب کمان دزدیده ای
کشته تقریب سازی بنده یادآوری
از اسیر بی نشان خود نشان دزدیده ای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.