راز سخن

شمارهٔ ۸۲۷

سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین

سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
از دیده کم مباد تماشایی اینچنین
آن صلح و جنگ و لطف و جفا داد داد داد!
ما از کجا و تاب اداهایی اینچنین
مستی و وصل و سایه گل صبر چون کنم
حال اینچنین و یار چنین جایی اینچنین
من بیزبان تو مست حیا غیر بدگمان
پنهان کجا شود غم رسوایی اینچنین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.