راز سخن

شمارهٔ ۷۳۲

گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم

گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
می سپردم جان و صد منت به جان می داشتم
اینقدر تأثیر می بوده است عشق پاک را
کافرم گر لطف او برخود گمان می داشتم
گر ز حیرت مهر خاموشی نبودی بر لبم
می زدم آتش به عالم تا زبان می داشتم
ز آستانش پاک می گردد غبار غم اسیر
گر در آن کو اختیار پاسبان می داشتم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.