شمارهٔ ۱۰۷
شمشیر تو قبله گاه سرها
شمشیر تو قبله گاه سرها
پروانه ناوکت جگرها
پرواز وفاست گلفشان تر
بر باد دهیم بال و پرها
چون برق که بر شفق بتابد
تیغت زده بر صف جگرها
از پرتو آفتاب رویت
گردیده غبارها شررها
صبر است که رام می کند دل
سنگ است متاع شیشه گرها
در آینه دلم چو دیدی
بیگانه نبودی اینقدرها
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.