شمارهٔ ۱۵
به دل دوزد نگاهت سینهها را
به دل دوزد نگاهت سینهها را
به گل گیرد رخت آیینهها را
بهار سینهصافی بیخزانتر
ز دل روبد غبار کینهها را
بیا زاهد که مست سجده یابی
به پای خُم شب آدینهها را
نخستین گام سر باید نهادن
که بالا میرود این زینهها را
اسیر دور گردم میتوانم
که نامحرم کنم دیرینهها را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.