راز سخن

مخزن اسرار

یک تبسم نذر رویت می کنم

یک تبسم نذر رویت می کنم
عشق را آویز مویت می کنم
سینه ام را کز غمت لبریز شد
مخزن اسرار کویت می کنم
چشم هایم را اگر شویم به اشک
خیره در روی نکویت می کنم
کاسه چشمان خود را ساغرت
کاسۀ سر را سبویت می کنم
روح نا آرام خود را در غزل
تا ابد افسانه گویت می کنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.