کالسکۀ تدبیر
من به مهمانی نرگس می روم جانم بیا
من به مهمانی نرگس می روم جانم بیا
آنچنان باشی که می دانی و می دانم بیا
با لباس اهل نامردی اگر هستی برو
لخت اگر چون من که یک عمر است عریانم بیا
ادعای عقل اگر داری ارسطویی برو
مثل من هستی اگر وقتی که نادانم بیا
پای اگر بند هوس داری نمی مانم برو
پیش دل داری گرو یک دست می مانم بیا
من درایت خیز مشکل سوز هستی می شوم
صبح غم ، کالسکۀ تدبیر می راند بیا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.