کویری
برای «زیور»ِ کلیدر
برای «زیور»ِ کلیدر
به وسیلهی محمود دولتآبادی
نیمیش آتش و نیمی اشک
میزند زار
زنی
بر گهوارهی خالی
گُلم وای!
در اتاقی که در آن
مردی هرگز
عریان نکرده حسرتِ جانش را
بر پینههای کهنهنِهالی
گُلم وای
گُلم!
در قلعهی ویران
به بیراههی ریگ
رقصان در هُرمِ سراب
به بیخیالی.
گُلم وای
گُلم وای
گُلم!
۱۳۶۴
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.