راز سخن

شمارهٔ ۱۶

در نامه‌ی تو‌، قلم چو گردن بفراشت

در نامه‌ی تو‌، قلم چو گردن بفراشت
گفتم بنویسمت، سرشکم نگذاشت
حال دل مشتاق نه آن صورت داشت
کان را به‌سر قلم‌، توانست نگاشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.