راز سخن

شمارهٔ ۱۵

تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت

تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت
هر بد که گمان بری کشیدم ز غمت
قصه چه کنم، به جان رسیدم ز غمت
آن به که نگویم، آنچه دیدم ز غمت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.