راز سخن

شمارهٔ ۵

تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب

تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
از آتش دل، ز دیده می ریزم آب
اکنون چه کنم که بخت برگشته من
گفتار به نامه کرد و دیدار بخواب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.