شمارهٔ ۱۲۰
کو محرمی که قصه تو در میان نهم
کو محرمی که قصه تو در میان نهم
گوش سخن بگیرم و در یک کران نهم
صد، به نیوش وصل بیک رمز سر بمُهر
از دست دل برآرم و در دست جان نهم
یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگی
تا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم
خوش کن بوعده ئی، دل من، گو خلاف باش
تا چشم انتظار، به عمری در آن نهم
دست خوش توام بزبان خوشم بدار
تا من بلطف، نام تو اندر زبان نهم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.