راز سخن

شمارهٔ ٧٨ - ایضاً

أخلائی أنبئکم جمیعا

أخلائی أنبئکم جمیعا
بان الله فعال لماشا
چو خواهد گشت واقع امر محتوم
چه در غربت چه در مأوی و منشا
مکن شادی گرت گیتی به کامست
مخور غم گر بود کارت تراشا
چو گردانست گردون از میانه
کناری گیر و خوش میکن تماشا
مکن جز اهل معنی را تواضع
که خوش گفت آنکه کرد این بیت انشا
و لست یواضع الا الیکم
و اما غیر کم کلا و حاشا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.